نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۹۸ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن

به خدا که ز تو آموخت کمر بندیدن

به خدا چرخ همان دید که من دیدستم

ور نه دیدی ز چه بودیش به سر گردیدن

گفتم ای نی تو چنین زار چرا می نالی

گفت خوردم دم او شرط بود نالیدن

گفتم ای ماه نو این جمله گداز تو ز چیست

گفت کاهش دهدم فایده بالیدن

فایده زفت شدن در کمی و کاستن است

از پی خرج بود مکسبه‌ها ورزیدن

پر پروانه پی درک تف شمع بود

چونک آن یافت نخواهد پر و دریازیدن

در فنا جلوه شود فایده هستی‌ها

پس نباید ز بلا گریه و درچغزیدن

پس خمش باش همی‌خور ز کمان‌هاش خدنگ

چون هنر در کمیت خواهد افزاییدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی از تاثیرات خداوند و زیبایی زندگی سخن می‌گوید. شاعر به خدا اشاره می‌کند که از او آموخته است چگونه شکرگزاری کند و بخندد. همچنین اشاره دارد که چرخ فلک، که نمادی از سرنوشت و گردش روزگار است، به او نشان داده که چگونه باید با مشکلات زندگی کنار بیاید. شاعر در گفتگو با نی و ماه نو به حالتی از درد و فراق اشاره می‌کند و می‌پرسد که چرا نی چنین ناله می‌کند و چرا ماه نو در حال گداز است. نی پاسخ می‌دهد که ناله کردن جزء سرنوشت اوست و ماه نو توضیح می‌دهد که کاهش، در واقع راهی برای دستیابی به بالندگی و رشد است. شاعر با استناد به چرخه‌های طبیعی و قوانین زندگی، به این نتیجه می‌رسد که در کمبود و کاستن نیز فایده‌ای نهفته است و نباید از بلا و درد گریزاند. در نهایت، او به خمی درونی اشاره می‌کند که از کمان خداوند نشأت می‌گیرد و می‌گوید که هنر و زیبایی در کمیت و سادگی بیشتر نمایان می‌شود. به طور کلی، شعر به روابط متقابل میان خدا، انسان و طبیعت پرداخته و بر اهمیت پذیرش و رشد در مواجهه با چالش‌های زندگی تاکید دارد.