نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۰۴ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان

برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان

چون ملک ساخته خود را به پر و بال دروغ

همه دیوند که ابلیس بود مهترشان

همه قلبند و سیه چون بزنی بر سر سنگ

هین چرا غره شدستی تو به سیم و زرشان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر شجاع مرد (شیرمرد - مخاطب احتمالا خواننده)  را تشویق به شجاعت و بی باکی می کند (با پرسش انکاری که تو از سگ لاغرشان نمی ترسی - سگ لاغر کنایه از تهدیدات توخالی). از او می خواهد تیغ پولادین خود را برکشد (شجاعت بخرج دهد) و بر سر آنها بزند (کنایه از حمله کردن و وارد ساختن ضربه کاری). در بیت دوم شاعر حریفان دیو هایی می داند که خودرا با پر و بال دروغ همچون فرشته ساخته اند و مهتر (بزرگشان) ابلیس یا همان شیطان است.