غزل شمارهٔ ۲۰۰۶ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هر کجا که پا نهی ای جان من
بردمد لاله و بنفشه و یاسمن
پاره گل برکنی بر وی دمی
بازگردد یا کبوتر یا زغن
در تغاری دست شویی آن تغار
ز آب دست تو شود زرین لگن
بر سر گوری بخوانی فاتحه
بوالفتوحی سر برآرد از کفن
دامنت بر چنگل خاری زند
چنگلش چنگی شود با تن تنن
هر بتی را که شکستی ای خلیل
جان پذیرد عقل یابد زان شکن
تا مه تو تافت بر بداختری
سعد اکبر گشت و وارست از محن
هر دمی از صحن سینه برجهد
همچو آدم زادهای بیمرد و زن
وآنگه از پهلوی او وز پشت او
پر شوند آدمچگان اندر زمن
خواستم گفتن بر این پنجاه بیت
لب ببستم تا گشایی تو دهن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تاثیر وجود و وجودی شخصی خاص بر محیط و طبیعت اطرافش است. شاعر از زیباییها و نعمتهایی که با حضور آن فرد پدید میآید، سخن میگوید، مانند شکفتن گلها و حضور پرندگان. او همچنین به ارتباط انسان با مرگ و زندگی و چگونگی تغییرات در دنیای اطراف اشاره میکند. در پایان، شاعر ابراز میکند که خواسته است درباره این موضوع بیشتر بگوید اما اکنون منتظر است تا دیگران نیز اظهار نظر کنند.