غزل شمارهٔ ۲۰۱۴ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
راز چون با من نگوید یار من
بند گردد پیش او گفتار من
عذر میگوید که یعنی خامشم
با تو میگوید دل هشیار من
با کسی دیگر زبان گردد همه
سر خود میگوید و اسرار من
در گمان افتد دلم زین واقعه
این دل ترسان بدپندار من
گر بگوید ور نگوید راز من
دل ندارد صبر از دلدار من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر بیانگر احساسات عمیق یک عاشق است که از ناتوانی در بیان راز و احساساتش به محبوبش ناراحت است. او در تلاش است تا دل خود را به محبوبش نشان دهد، اما میترسد که رازهایش فاش شود. او حس میکند اگر رازهایش را در دل نگه دارد، نمیتواند به آرامش برسد و در مورد این وضعیت دلش نگرام است. در واقع، او در بین نیاز به صحبت و ترس از فاش شدن احساساتش سردرگم است و از این وضعیت رنج میبرد.