نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۱۹ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای ببرده دل تو قصد جان مکن

و آنچ من کردم تو جانا آن مکن

بنگر اندر درد من گر صاف نیست

درد خود مفرستم و درمان مکن

داد ایمان داد زلف کافرت

یک سر مویی ز کفر ایمان مکن

عادت خوبان جفا باشد جفا

هم بر آن عادت بر او احسان مکن

گرچه دل بر مرگ خود بنهاده‌ایم

در جفا آهسته‌تر چندان مکن

عیش ما را مرگ باشد پرده دار

پرده پوش و مرگ را خندان مکن

ای زلیخا فتنه عشق از تو است

یوسفی را هرزه در زندان مکن

چون سر رندان نداری وقت عیش

وعده‌ها اندر سر رندان مکن

نور چشم عاشقان آخر توی

عیش‌ها بر کوری ایشان مکن

نقدکی را از یکی مفلس مبر

از حریصی نقد او در کان مکن

شب روان را همچو استاره مسوز

راه خود را پر ز رهبانان مکن

شمس تبریزی یکی رویی نمای

تا ابد تو روی با جانان مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از محبوبش می‌خواهد که به او آسیبی نرساند و از دردها و مشکلاتش آگاه شود. او اذعان می‌کند که جفا و سختی از عادت خوبان است، اما از محبوب می‌خواهد تا در رفتار خود با او، محبت و احسان را در نظر بگیرد. شاعر در عین حال به این نکته اشاره می‌کند که مرگ ممکن است به نوعی پنهان‌کننده لذت‌های زندگی باشد و تلاش می‌کند تا محبوبش را از زحمت و درد دور نگه دارد. او در انتها درخواست می‌کند که محبوب، همچون شمس تبریزی، تنها یک لحظه نمایانی کند و از دوری یا رنج بر او بپرهیزد.