نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۲۴ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

مات خود را صنما مات مکن

بجز از لطف و مراعات مکن

خرده و بی‌ادبی‌ها که برفت

عفو کن هیچ مکافات مکن

وقت رحم است بکن کینه مکش

بنده را طعمه آفات مکن

به سر تو که جدایی مندیش

جز که پیوند و ملاقات مکن

خاک خود را به زمین برمگذار

منزلش جز به سماوات مکن

اولش جز به سوی خویش مکش

آخرش جز که سعادات مکن

آنچ خو کرد ز لطفت برسان

ترک تیمار و جرایات مکن

بنده اهل خرابات توایم

پشت ما را به خرابات مکن

ما که باشیم که گوییم مکن

چونک گفتیم ممارات مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به طور کلی از عشق و محبت صحبت می‌کند و خواهان این است که معشوق با مهربانی و لطف رفتار کند. شاعر از او می‌خواهد که از بی‌احترامی و کینه‌جویی پرهیز کند و در عوض، به عفو و بخشش روی آورد. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که ارتباط و پیوند باید در اولویت قرار گیرد و نباید به جدایی فکر کرد. شاعر در نهایت خود را بنده عشق معشوق می‌داند و از او می‌خواهد که در این راه او را به حال خود رها نکند و در نظر داشته باشد که لازم است به جانب سعادت و خوشبختی حرکت کرد.