غزل شمارهٔ ۲۰۹ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
ای در ما را زده شمع سرایی درآ
خانه دل آن توست خانه خدایی درآ
خانه ز تو تافتهست روشنیی یافتهست
ای دل و جان جای تو ای تو کجایی درآ
ای صنم خانگی مایه دیوانگی
ای همه خوبی تو را پس تو کرایی درآ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به دعوت کسی میپردازد که به خانه دل و روح او بیاید. او خانه خود را به عنوان مکانی مقدس و نورانی معرفی میکند و از زیبایی و دیوانگی ناشی از عشق به آن شخص صحبت میکند. شاعر از معشوق خود میخواهد که در این مکان وارد شود و حضورش را احساس کند.