نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۹۷ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعولن فع مفعولن فع

چون دل جانا بنشین بنشین

چون جان بی‌جا بنشین بنشین

بلکا دلکا کم کن یغما

ای خوش سیما بنشین بنشین

عمری گشتی همچون کشتی

اندر دریا بنشین بنشین

افلاطونی جالینوسی

بشکن صفرا بنشین بنشین

چون می چون می تلخی تا کی

همچون حلوا بنشین بنشین

خونم خوردی تا کی گردی

یک دم بازآ بنشین بنشین

تا کی لالا سوزد ما را

بی‌او تنها بنشین بنشین

همچون میزان گشتی لرزان

همچون جوزا بنشین بنشین

دفعم جویی فردا گویی

پیش از فردا بنشین بنشین

همچون کوثر صافی خوشتر

بی‌هر سودا بنشین بنشین

یار نغزم اندر مغزم

همچون صهبا بنشین بنشین

هان ای مه رو برگو برگو

ای جان افزا بنشین بنشین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمایل و اشتیاق شاعر به نشستن و آرامش یافتن در کنار محبوب اشاره دارد. شاعر از محبوب خود می‌خواهد که با زیبایی و دلنشینی‌اش در کنار او بماند و از زحمات و دردهای زندگی بگوید. او به تحمل و سکون اشاره می‌کند و می‌خواهد که عشق و محبت در زندگی‌اش جاری باشد. شاعر، با تأکید بر لذت و شادابی عشق، به ارتباط عمیق احساسی و اهمیت بودن در کنار هم می‌پردازد.