نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۱۳ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

ای تو چو خورشید و شه خاص من

کفر من و توبه و اخلاص من

رقص کند بر سر چرخ آفتاب

تا تو بگوییش که رقاص من

سجده کنان پیش درت نفس کل

کای ز تو جان یافته اشخاص من

نفس کل و عقل کل و آن دگر

بحر منی گوهر و غواص من

کفر من و گوهر ایمان من

جرم من و واعظ و قصاص من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عشق و ارتباط عمیق خود با یک معشوق خاص می‌پردازد. او معشوق را چون خورشید می‌بیند و به تأثیرات آن بر زندگی‌اش اشاره می‌کند. شعر حاکی از تناقضات درونی شاعر است؛ از کفر و توبه گرفته تا اخلاص و همراهی با معشوق. او به طور نمادین بیان می‌کند که وجود و جوهرهٔ او وابسته به معشوق است و معشوق سرچشمهٔ زندگی و عقل او می‌باشد. در نهایت، شاعر به جرم و گناهانی اشاره می‌کند که در برابر عشقش به معشوق معنایی جدید پیدا می‌کنند.