نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۱۰ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

بانگ برآمد ز خرابات من

چرخ دوتا شد ز مناجات من

عاقبت امر ظفر دررسید

یار درآمد به مراعات من

یا رب یا رب که چه سان می‌کند

دلبر بی‌کفو مکافات من

طاعت و ایمان کند آن کیمیا

غفلت و انکار و جنایات من

قصر دهد از پی تقصیر من

زله دهد از پی زلات من

جوش نهد در دل دریا و کوه

از تبش روز ملاقات من

گر نبدی پرده خیالات خلق

سوخته بودی ز خیالات من

در سپه جان زندی زلزله

طبل و علم نعره و هیهات من

در افق چرخ زدی شعله‌ها

نیم شبان آتش میقات من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از حال و هوای روحی خود و ارتباط عمیقش با خداوند صحبت می‌کند. او از درد و رنج‌هایش، مناجات و دعاهایش می‌گوید که باعث بالا رفتن مرتبه‌اش در نظر حق می‌شود. شاعر از عشق و رابطه‌اش با یار سخن می‌گوید و به طور کلی به تمایلات انسانی و مشکلاتی که در پی آن‌هاست، اشاره می‌کند. او به عواقب نافرمانی‌ها و گناهانش می‌اندیشد و در عین حال امیدوار است که با یاری یار و رحمت الهی از سختی‌ها رهایی یابد. در نهایت، شاعر به قدرت عشق و تاثیر آن بر روح و جانش تأکید می‌کند.