نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۴۶ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)

ای شکران ای شکران کان شکر دارم از او

پندپذیرنده نیم شور و شرر دارم از او

خانه شادی است دلم غصه ندارم چه کنم

هر چه به عالم ترشی دورم و بیزارم از او

کی هلدم با خود کی می‌دهدم بر سر می

گل دهدم در مه دی بلبل گلزارم از او

من خوش و تو نیم خوشی جهد بکن تا بچشی

تا قدحی می‌بکشی ز آنک گرفتارم از او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش عشق و شکرگزاری از خداوند و نعمت‌های زندگی می‌پردازد. شاعر از شادی و خوشی در دل سخن می‌گوید و با وجود ترش‌خویی‌های دنیا، به دنبال لذت بردن از زندگی و عشق است. او به دیگران می‌گوید که باید خوشی‌ها را تجربه کنند و از گیرایی عشق بهره‌مند شوند. در کل، شعر مدار بر شکرگزاری و لذت از لحظات خوب زندگی است.