نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۰۹ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای ز رویت تافته در هر زمانی نور نو

وی ز نورت نقش بسته هر زمانی حور نو

کژ نشین و راست بشنو عقل ماند یا خرد

ساقیی چون تو و هر دم باده منصور نو

کی تواند شیشه ای را ز آتشی برداشتن

یا می کهنه کی داند ساختن ز انگور نو

می‌چشان و می‌کشان روشن دلان را جوق جوق

تازه می‌کن این جهان کهنه را از شور نو

عشق عشرت پیشه ای که دولتت پاینده باد

روز روزت عید تازه هر شبانگه سور نو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از زیبایی و نورگیر بودن معشوق پرداخته و بر اهمیت نوشیدن شراب و تازه‌سازی زندگی تاکید می‌کند. شاعر به تحسین عشق و لذت‌های آن می‌پردازد و از ساقی می‌خواهد که باده‌ای تازه به دل‌های شادبنوشاند تا این دنیا را از نو بسازد و پر از شور و شادمانی کند. او آرزو می‌کند که عشق و خوشی همیشه پایدار باشد و هر روز برایش مانند عیدی نو باشد.