نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۳۰۸ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

یا رب چه کس است آن مه یا رب چه کس است آن مه

کز چهره بزد آتش در خیمه و در خرگه

اندر ذقن یوسف چاهی چه عجب چاهی

صد یوسف کنعانی اندر تک آن خوش چه

آخر چه کند یوسف کز چاه بپرهیزد

کو دیده ربودستش و آن چاه میان ره

آن کس که ربود از رخ مر کاه ربایان را

انصاف بده آخر با او چه کند یک که

زنهار نگهدارید زان غمزه زبان‌ها را

کو مست بود خفته از حال همه آگه

شطرنج همی‌بازد با بنده و این طرفه

کاندر دو جهان شه او وز بنده بخواهد شه

جان بخشد و جان بخشد چندانک فناها را

در خانه و مان افتد هم ماتم و هم آوه

او جان بهاران است جان‌هاست درختانش

جان‌ها شود آبستن هم نسل دهد هم زه

هر آینه کو بیند شمس الحق تبریزی

هم آینه برسوزد هم آینه گوید خه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت شخصیتی می‌پردازد که به عنوان "مه" شناخته می‌شود. شاعر از قدرت و تأثیر عاطفی این شخصیت حرف می‌زند که می‌تواند همگان را تحت تأثیر قرار دهد. او به زیبایی یوسف اشاره می‌کند و به عمق احساسات و ناامیدی‌هایی که عاشق به خاطر عشقش تجربه می‌کند، اشاره می‌کند. شاعر از معما و پیچیدگی‌های عشق می‌گوید و به بحث بازی شطرنج به عنوان نمادی از بازی‌های زندگی و تقدیر اشاره دارد. در نهایت، اشاره به شخصی خاص به نام شمس الحق تبریزی، نشان‌دهنده‌ی قدرت عشق و کشف حقیقت در زندگی است.