غزل شمارهٔ ۲۳۱۴ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ای روی تو رویم را چون روی قمر کرده
اجزای مرا چشمت اصحاب نظر کرده
باد تو درختم را در رقص درآورده
یاد تو دهانم را پرشهد و شکر کرده
دانی که درخت من در رقص چرا آید
ای شاخ و درختم را پربرگ و ثمر کرده
از برگ نمینازد وز میوه نمییازد
ای صبر درختم را تو زیر و زبر کرده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر عاشقانه، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و بیان میکند که چهره او همچون ماه درخشان است. او همچنین میگوید چشمان معشوق موجب شدهروحة او شاداب و پر از شیرینی شود. درخت وجود شاعر به یاد معشوق در حال رقص است و این تصویر از عشق و شور و حال درونی او ناشی میشود. در نهایت، شاعر از تأثیر عمیق معشوق بر زندگیاش سخن میگوید و به تغییرات اساسی که معشوق در وجود او به وجود آورده اشاره میکند.