غزل شمارهٔ ۲۳۲۴ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
روزی تو مرا بینی میخانه درافتاده
دستار گرو کرده بیزار ز سجاده
من مست و حریفم مست زلف خوش او در دست
احسنت زهی شاهد شاباش زهی باده
لب نیز شده مستک گم کرده ره بوسه
من مستک و لب مستک و آن بوسه قواده
این دلبر پرفتنه با جمله دستانها
خوش خفته و جمله شب این عشرت آماده
این صورتها جمله از پرتو او باشد
و آن روح قدس پاک است از صورتها ساده
شمس الحق تبریزی شرحی است مر اینها را
آن خسرو روحانی شاهنشه شه زاده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر حالتی از مستی و عشق است. شاعر به میخانه و حالت خود اشاره میکند که در آنجا دستانش را رها کرده و از نماز کنارهگیری کرده است. او و دوستش هر دو در مستی غرقاند و به زیباییهای محبوبشان مینگرند. عشق و زیبایی در این ابیات بسیار واضح است و شاعر به خوبی حس شادی و سرمستی را به تصویر کشیده است. او همچنین به ارتباط روحانی و عمیق با معشوق اشاره میکند و نهایتاً به شمسالحق تبریزی، به عنوان کسی که این مفاهیم را توضیح داده، ارجاع میدهد.