غزل شمارهٔ ۲۳۲۵ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
امروز من و باده و آن یار پری زاده
احسنت زهی خرم شاباش زهی باده
بازیم یکی عشقی در زیر گلیمی به
بر حلقه هر جمعی بر رسته هر جاده
این حلقه زرین را در گوش درآویزم
یعنی که از این خدمت آزادم و آزاده
عشق من و روی تو از عهد قدم بودهست
روی من از اول بد بر روی تو بنهاده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده از لحظات خوشی که با باده و عشقش سپری میکند صحبت میکند. او به زیبایی و خوشحالی این لحظات اشاره میکند و میگوید که عشق او و محبوبش از زمانهای قدیم وجود داشته است. او قصد دارد از این محبت و آزادی لذت ببرد و میخواهد این احساسات را به دیگران منتقل کند.