نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۳۴۴ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مبارک باد آمد ماه روزه

رهت خوش باد ای همراه روزه

شدم بر بام تا مه را ببینم

که بودم من به جان دلخواه روزه

نظر کردم کلاه از سر بیفتاد

سرم را مست کرد آن شاه روزه

مسلمانان سرم مست است از آن روز

زهی اقبال و بخت و جاه روزه

بجز این ماه ماهی هست پنهان

نهان چون ترک در خرگاه روزه

بدان مه ره برد آن کس که آید

در این مه خوش به خرمنگاه روزه

رخ چون اطلسش گر زرد گردد

بپوشد خلعت از دیباه روزه

دعاها اندر این مه مستجاب است

فلک‌ها را بدرد آه روزه

چو یوسف ملک مصر عشق گیرد

کسی کو صبر کرد در چاه روزه

سحوری کم زن ای نطق و خمش کن

ز روزه خود شوند آگاه روزه

بیا ای شمس دین و فخر تبریز

توی سرلشکر اسپاه روزه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به استقبال ماه رمضان و روزه گرفتن پرداخته است. شاعر با ابراز شگفتی از زیبایی ماه و تاثیر روحانی آن، به اهمیت و فضیلت روزه در زندگی مسلمانان اشاره می‌کند. او از مستی ناشی از روزه و حال معنوی خود سخن می‌گوید و از دعاهای مستجاب در این ماه یاد می‌کند. شاعر همچنین به صبر و تحمل در مسیر عشق و معنویت پرداخته و دعوت به روزه‌داری و همراهی با این ماه مبارک می‌کند. در نهایت، به شخصی به نام شمس دین و فخر تبریز اشاره می‌کند که نماد بزرگی و فرماندهی در مسیر روزه و دیانت است.