غزل شمارهٔ ۲۳۶۰ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای نقد تو را زکات نسیه
بازآ ز خدا جزات نسیه
آید ز خدا جزای خیرت
در نقد بلا نجات نسیه
پیش از تو جهات نقد بودهست
از شومی تو جهات نسیه
این دولت تازه بیتو بادا
ای طلعت تو بیات نسیه
زیرا که به فال نحس هستت
مرگ نقد و حیات نسیه
بر تو همه چیز نسیه بادا
الا نبود ممات نسیه
چون جرم تو نقد و توبه نسیهست
دادت امشب برات نسیه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع نقد و نسیه و تاثیر آن بر زندگی پرداخته است. شاعر به نقدهایی که دربارهی شخص خاصی (احتمالاً یک معشوق یا دوست) وارد شده، اشاره میکند و از مشکلات و بلایایی که ممکن است به دلیل این نقدها ایجاد شود، میگوید. او به این نکته میپردازد که بسیاری از مسائل در زندگی انسان به صورت نسیه (بدهی یا قرض) هستند و باید بر اساس آنها عمل کرد. در نهایت، شاعر با استفاده از استعارههایی مانند مرگ و حیات، از پیامدهای رفتارها و معاصی سخن میگوید و از بار گناه و توبهخواهی یاد میکند.