نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۵۰ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

تو آن ماهی که در گردون نگنجی

تو آن آبی که در جیحون نگنجی

تو آن دُرّی که از دریا فزونی

تو آن کوهی که در هامون نگنجی

چه خوانم من فسون ای شاه پریان

که تو در شیشه و افسون نگنجی

تو لیلیی ولیک از رشک مولی

به کنج خاطر مجنون نگنجی

تو خورشیدی قبایت نور سینه است

تو اندر اطلس و اکسون نگنجی

توی شاگرد جان افزا طبیبی

در استدلال افلاطون نگنجی

تو معجونی که نبود در ذخیره

ذخیره چیست در قانون نگنجی

بگوید خصم تا خود چون بود این

تو از بی‌چونی و در چون نگنجی

چنین بودی در اشکمگاه دنیا

بگنجیدی ولی اکنون نگنجی

مخوان در گوش‌ها این را خمش کن

تو اندر گوش هر مفتون نگنجی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ویژگی‌های بی‌نظیر و خاص یک شخص یا موجود می‌پردازد که نمی‌تواند در هیچ قالب یا محدودیتی جا بگیرد. شاعر از استعارات مختلف برای توصیف این فرد استفاده می‌کند و می‌گوید که او فراتر از دریاها، کوه‌ها و حتی آسمان است. این شخصیت نه تنها در افکار و احساسات دیگران جا نمی‌گیرد، بلکه به‌گونه‌ای است که حتی در توصیف نیز نمی‌توان او را به‌درستی بیان کرد. در نهایت، شاعر می‌خواهد بگوید که این شخص به‌حدی خاص و منحصر به فرد است که فراتر از تمامی محدودیت‌ها و تعاریف قراردادی قرار دارد.