نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۳۶ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

چون سوی برادری بپویی

باید که نخست رو بشویی

در سر ز خمارت ار صداعی است

تصدیع برادران نجویی

یا بوی بغل ز خود برانی

یا ترک کنار دوست گویی

در سور مهی بنفشه مویی

کی شرط بود که تو بمویی

بی دام اگرت شکار باید

می‌دانک چو من محال جویی

ور گوش تو گرم شد ز مستی

صوفی سماع و های و هویی

ور هوش تو بی‌خبر شد از گوش

یک توی نه‌ای هزارتویی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی روابط برادرانه و اهمیت نزدیکی میان انسان‌ها می‌پردازد. شاعر می‌گوید که برای آغاز یک دوستی واقعی، باید ابتدا خود را پاک کرده و نیت خالصی داشته باشی. او اشاره می‌کند که اگر در زندگی خود به مشکلاتی دچار هستی یا به دردسر افتاده‌ای، نباید از دیگران دوری کنی. همچنین به این نکته اشاره می‌کند که اگر درست از جامعه و افراد دوری کنی، شادابی و روابط زیبا را از دست می‌دهی. در نهایت، شاعر به اهمیت حفظ خوشی‌ها و ارتباطات انسانی در زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر آگاهانه به دنبال خوشی‌ها و ارتباطات واقعی نباشی، در خود خواهی ماند.