نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۳۸ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

من پار بخورده‌ام شرابی

امسال چه مستم و خرابی

من پار ز آتشی گذشتم

امسال چرا شدم کبابی

من تشنه به آب جوی رفتم

ماهی دیدم میان آبی

شیران همه ماهتاب جویند

من شیرم و یار ماهتابی

از درد مپرس رنگ رخ بین

تا رنگ بگویدت جوابی

جانم مست است و تن خراب است

مستی است نشسته در خرابی

این هر دو چنین و دل چنینتر

کز غم چو خری است در خلابی

یک لحظه مشو ملول بشنو

تا باشدت از خدا ثوابی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از حال و روز دل شاعر صحبت می‌کند. او به تجربیاتش از مستی و خرابی در سال گذشته اشاره می‌کند و می‌گوید که امسال هم در حال مستی و خرابی است. او از آتش گذر کرده و حالا به حالتی شبیه کباب در آمده است. شاعر به کنجکاوی طبیعت و جستجوی شیران در جوی ماهی اشاره می‌کند و در ادامه از درد و غم خود می‌گوید که مانند خر در خلابی است. او از شنیدن و درک حال خود می‌گوید و از مخاطب می‌خواهد که لحظه‌ای ملول نشود تا از خدا ثواب بگیرد. کل شعر عواطف متناقض و حالتی از گیجی و جستجو برای معنا را به تصویر می‌کشد.