نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۸۷ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای مهی کاندر نکویی از صفت افزوده‌ای

تا بسی درهای دولت بر فلک بگشوده‌ای

ای بسا کوه احد کز راه دل برکنده‌ای

ای بسا وصف احد کاندر نظر بنموده‌ای

جان‌ها زنبوروار از عشق تو پران شده

تا دهان خاکیان را زان عسل آلوده‌ای

ای سبک عقلی که از خویشش گرانی داده‌ای

وی گران جانی که سوی خویشتن بربوده‌ای

شاد با گوش مقیم اندر مقالات الست

چون ز بی‌چشمان مقالات خطا بشنوده‌ای

در رخ پرزهر دونان کمترک خندیده‌ای

هر خسی را از ضرورت در جهان بستوده‌ای

فارغی از چرب و شیرین در حلاوت‌های خود

چرب و شیرین باش از خود ز آنک خوش پالوده‌ای

ای همه دعویت معنی ای ز معنی بیشتر

ای دو صد چندانک دعوی کرده‌ای بنموده‌ای

ای که می‌جویی مثال شمس تبریزی تو هم

روزگاری می‌بری و اندر غم بیهوده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و توصیف شخصیت و ویژگی‌های فردی خاص می‌پردازد که دارای صفات برتر و معانی عمیق است. شاعر به عشق و محبت این شخص اشاره می‌کند و می‌گوید که جان‌ها به خاطر عشق او به پرواز درآمده‌اند. همچنین، شاعر به دقت و زیبایی‌های کلام این فرد اشاره می‌کند و آن را از سخنان بی‌مضمون و ناپایدار دور می‌داند. در نهایت، پیوند این شخصیت با مفهوم ولایت و دعاهای عمیقتری که در وجود او وجود دارد، تصریح می‌شود. شعر تاکید دارد بر معنویت و تاثیری که این فرد در جهان دارد.