غزل شمارهٔ ۲۷۹۷ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبری
جان به جانان کی رسانی دل به حضرت کی بری
جعفر طیاروار ار آب و از گل کی رهی
تا نخندی اندر آتش همچو زر جعفری
دل نبیند آنک باشد جسم و جان را او حجاب
سر ندارد آنک بنهد پا در این ره سرسری
تا دو چشمت بسته باشد اندر این بازارگاه
سخت ارزان میفروشی لیک انبان میخری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار دربارهی جستجوی حقیقت و نیاز به انصاف در شیوهی زندگی هستند. شاعر به انسانها یادآوری میکند که برای رسیدن به عشق واقعی باید از ظواهر و حجابهای دنیوی عبور کنند. او همچنین به تشبیه جعفر طیار اشاره میکند و نشان میدهد که در این مسیر، حتی اگر با سختیها روبهرو شوند، باید امیدوار باشند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که انسانها نباید خود را در جستجوی چیزهای بیارزش گم کنند.