نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۹۲۳ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

باد بین اندر سرم از باده‌ای

نوش کردم از کف شه‌زاده‌ای

جان چو اندر بادهٔ او غوطه خورْد

بر سر آمد تابناکی ساده‌ای

چشم جان می‌دید نقشی بوالعجب

هر طرف زیبانگاری شاده‌ای

هر دو گامی مست عشقی خفته‌ای

بر سر او ساقیی اِستاده‌ای

زان هوس شد پای دل‌ها بسته‌ای

زان طرب شد پَرِّ جان بگشاده‌ای

نوش‌نوش مستیان بر عرش رفت

تا گرو شد زهد را سجاده‌ای

شمس تبریزی سر این دولت است

در نهانْ او دولتی آماده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در وصف حالاتی است که به وسیله شراب و عشق به دست می‌آید. شاعر از نوشیدن باده‌ای که از دست یک شاهزاده به او رسیده، صحبت می‌کند و describes feelings of being intoxicated and the beauty surrounding him. او به تأثیرات این باده بر جان و روحش اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق و نشاط به او جان تازه‌ای می‌بخشد. همچنین، به تأثیر شمس تبریزی به‌عنوان کانون این خوشبختی و حال خوش اشاره دارد و بیان می‌کند که او در نهان ثروتی معنوی دارد. به طور کلی، شعر تصاویری از عشق، مستی و تأملات درونی را به تصویر می‌کشد.