غزل شمارهٔ ۲۹۲۵ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای دلی کز گلشکر پروردهای
ای دلی کز شیر شیران خوردهای
وی دلی کز عقل اول زادهای
حاتم از دست سلیمان بردهای
طاقت عشقت ندارد هیچ جان
این چه جان است این چه جان آوردهای
آفتابی کآفتاب از عکس او است
زیر دامن طرفه پنهان کردهای
هم چراغ صد هزاران ظلمتی
هم مسیح صد هزاران مردهای
این شرابی را که ساقی گشتهای
از کدام انگورها افشردهای
هم زمستان جهان را میوهای
دستگیر صد هزار افسردهای
کار زرکوبان چو زر کردی چو زر
شه صلاح الدین که تو صدمردهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و زیباییهای دل میپردازد. شاعر به دلِ انسانی اشاره دارد که از گلهای خوشبو و شیرین پرورده شده و از عقل نخستین متولد گشته است. این دل به قدری عاشق است که هیچ روحی قادر به تحمل عشق او نیست. شاعر عشق را به آفتاب میماند که نورش از وجود او ساطع میشود و در عین حال، او را به عنوان منبع روشنایی و زندگی برای دیگران معرفی میکند. همچنین به آن شرابی اشاره میشود که ساقی آن، اوست و به جذابیت و عمق احساسات میپردازد. در نهایت، شاعر به قدرت و زیباییاش در هنر و کارهایش اشاره میکند. به طور کلی، این شعر تجلی عشق و زیبایی دل و تأثیر آن بر جهان است.