نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۵۱ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چند اندر میان غوغایی

خوی کن پاره پاره تنهایی

خلوتی را لطیف سوداییست

رو بپرسش که در چه سودایی

خلوت آن است در پناه کسی

خوش بخسپی و خوش بیاسایی

زیر سایه درخت بخت آور

زود منزل کنی فرود آیی

ور تو خواهی که بخت بگشاید

زیر هر سایه رخت نگشایی

سوی انبان ما و من نروی

گرچه او گویدت که از مایی

رو به خود آر هر کجا باشی

روسیاه‌ست مرد هرجایی

خود تو چیست بیخودی زان کس

که از او در چنین تماشایی

چون رسیدی به شه صلاح الدین

گر فسادی سوی صلاح آیی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به اهمیت خلوت و تنهایی اشاره می‌کند و می‌گوید که در این خلوت می‌توان به آرامش و حکمت دست یافت. او تأکید می‌کند که جستجوی خوشبختی باید از درون خود آغاز شود و نه از مای دیگری. شاعر همچنین به سایه درخت بخت اشاره می‌کند که نماد حمایت و آرامش است و مختصر نصیحت می‌کند که برای رسیدن به سعادت باید به درون خود توجه کنیم و از وابستگی به دیگران دوری کنیم. در نهایت، به صلاح‌الدین اشاره می‌کند که احتمالاً به معنای رسیدن به حقیقت و درستی است.