نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۵۶ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

در غم یار، یار بایستی

یا غمم را کنار بایستی

زانچ کردم کنون پشیمانم

دل امسال پار بایستی

دل من شیر بیشه را ماند

شیر در مرغزار بایستی

تا بدانستیی ز دشمن و دوست

زندگانی دو بار بایستی

دشمن عیب‌جوی بسیارست

دوستی غمگسار بایستی

ماهی جان ما که پیچانست

بر لب جویبار بایستی

چون رضای دل تو در غم ماست

یک چه باشد؟ هزار بایستی

یار لاحول گوی را چه کنم

یار شیرین عذار بایستی

خوک دنیاست صید این خامان

آهوی جان شکار بایستی

همره بی‌وفا همی‌لنگد

همره راهوار بایستی

صد هزاران سخن نهان دارم

گوش را گوشوار بایستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهنده احساسات عمیق شاعر درباره عشق و دوستی است. شاعر بیان می‌کند که برای غم یار، باید حاضر و آماده باشد و از غم خود نیز غافل نباشد. او از پشیمانی‌اش صحبت می‌کند و تمثیل‌هایی از طبیعت برای توصیف دلش می‌آورد، از جمله اینکه دل او مشابه شیر در بیشه است که باید در مرغزار باشد. شاعر به تفاوت دشمن و دوست اشاره می‌کند و زندگی را به دو قسمت تقسیم می‌کند. او در نهایت اشاره می‌کند که زندگی او پر از رازها و سخنان نهانی است که باید گوش شنوایی برای شنیدن آنها باشد.