نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۶۰ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

جان جانی و جان صد جانی

می‌زنی نعره‌های پنهانی

هر کی کر نیست بشنود وصفت

نعل معکوس و خفیه می‌رانی

غیر احمق به فهم این نرسد

عارت آید از این لت انبانی

سد پیش و پس تو این عارست

که سرافراز و قطب خلقانی

چون گریزی از این فزون گردد

کای فلان فارغست زین فانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل «جان جانی و جان صد جانی» به بیان احساسات عمیق و رازآلود می‌پردازد. شاعر به نعره‌های پنهانی و ناپیدا در دل اشاره می‌کند و می‌گوید که تنها افراد نادان نمی‌توانند این احساسات را درک کنند. او همچنین به عار و شرم ناشی از درک این موضوعات اشاره دارد و می‌گوید که این احساسات برای انسان‌های با فضیلت و بزرگ ناپسند است. در نهایت، شاعر به فرار از این احساسات فانی و دنیوی اشاره می‌کند.