نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۸ مولانا

مولانا / غزلیات

علونا سماء الود من غیر سلم

و هل یهتدی نحو السماء النوائب

ایعلرا ظلام الکون نور و دادنا

و قد جاوز الکونین هذا عجائب

فان فارق الایام بین جسومنا

فوالله ان القلب ما هو غائب

فقلبی خفیف الظعن نحو احبتی

و ان ثقلت عن ظعنهن الترائب

علیکم سلامی من صمیم سریرتی

فانی کقلبی او سلامی لائب

و کیف یتوب القلب عن ذنب ودکم

فقلبی مدا عما خلاکم لنائب

حواب لمن قد قال عابد بعله

اری البعل قد بالت علیه الثعالب

جواب نصیرالدین لیث فضائل

اری الود قد بالت علیه الارانب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی احساسات عشق و longing (دلتنگی) است. شاعر از دلِ خود و ارتباطش با معشوقش سخن می‌گوید و بیان می‌کند که اگرچه ممکن است از هم دور باشند، اما قلبش همواره به سوی او در حال حرکت است. شاعر همچنین به این نکته اشاره می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند از عشق واقعی خود جدا شود و محبت در دل باقی می‌ماند، حتی اگر شرایط زندگی تغییر کند. در نهایت، شاعر با اشاره به ستم‌هایی که بر عشق و محبت تحمیل شده، تأکید می‌کند که این احساسات همواره زنده و پابرجا هستند.