نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۸۳ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعولن مفعولن مفعولن مفعولن

ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبی

خرخاشی، آشوبی، جانها را مطلوبی

جان جان مایی، معنی اسمایی

هستی اشیایی سر فتنهٔ غوغایی

چون جامی در خوردم، برخیزم، برگردم

از شاخ آن وردم، گر سرخم، گر زردم

یا مولی یا مولی، اخبرنی عن لیلی

لا ترجه لاترجه فاللیل ذا حبلی

مولانا مولانا قد صرنا حیرانا

غفرانا غفرانا، سبحانا سبحانا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حول موضوعات عشق و زیبایی می‌چرخد، با تأکید بر جذابیت و محبت. شاعر از نوباوه یعقوبی به عنوان نمادی از زیبایی و خوشی یاد می‌کند و بیان می‌کند که جان‌ها به او گرایش دارند. همچنین اشاره می‌کند که زندگی و بودن در این دنیا، گاهی با آشوب و فتنه همراه است. او از حالاتی مانند سرخوشی یا غم ناشی از عشق سخن می‌گوید و ندا می‌سازد که به مولی یا معشوقش کمک کند. در نهایت، او به حالت حیرت و شگفتی نسبت به عشق اشاره می‌کند و از خداوند طلب بخشش و ستایش می‌کند.