غزل شمارهٔ ۳۲۱۱ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نسیمالصبح جد بابتشار
و بشر حین یأتی بانتشار
واتحفنی لباسالجد منه
فانی من لباس الجد عاری
فقد احرقت فی صد و بعد
بنار لا تسلنی ای نار
اما تصغی الی قلب حریق
ینادی، یا حذاری، یا حذاری
و مما خان بیدهر قتول
و ما قدحان لی ادراک ثاری
اذا ما فیک افنی فیک احیی
اذا ما انت جاری، انت جاری
ظللت کیونس فی بطن حوت
فمذ صحالهوی کسروا فقاری
الا یا صاح انظر فی خدودی
تری او صافه ان کنت قاری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و احساسی، به حس تنهایی و امیدواری اشاره میکند. او از جدایی و دشواریهای زندگی سخن میگوید و بیان میکند که با وجود آتشهای سوزانی که در دلش وجود دارد، هنوز امیدی در دل دارد. شاعر به یاد خواننده میآورد که به خود بپردازد و در نهایت به قدرت بازگشت و احیای زندگی اشاره میکند. همچنین، میگوید که ممکن است در وادی تنهایی و مشکلات قرار گیرد، اما بلندی روح و عشق به زندگی او را سرپا نگه میدارد.