غزل شمارهٔ ۳۲۱۳ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
املا قدح البقا ندیمی!
من خمرة دنک القدیم
صحیح المی و داو سقمی
من غمزة لحظک السقیم
للعشق ظعنت یا مقیما
والظاعن طالب المقیم
قد قیل بمن یراک یوما
بشراک بغیهة النعیم
لایدرک عادلی بعقل
فوارة عشقی القدیم
قدامک روضةالمعالی
ایاک سعاد! ان تقیمی
هل اغد سعاد ذات یوم
سکران بذلک الحریم
تبریز و شمس و دین مولی
ذوالبهجة والید الکریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق صحبت میکند. شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند و به اهمیت حضور او در زندگیاش اشاره میکند. همچنین، او به یادآوری لحظات شیرین و حالاتی که در کنار معشوق بوده، میپردازد. شاعر با زبانی شاعرانه زیبایی، شادابی و همچنین دردهای عاشقانه خود را بازگو میکند و به نوعی از حال و هوای عشق و زیباییهای آن مینویسد. در نهایت، شاعری نظیر تبریز و شمس و دین را به عنوان نمادهای زیبایی و محبت معرفی میکند.