غزل شمارهٔ ۳۲۱۸ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ترکبن طبقا عن طبق مولائی
انت کالروح و نحن لک کالاعضء
کیف یبقی فطنا، من نزلالعشق به
کیف یروی کبد ذاب من استسقاء
کم خلقنا و نقضنا لک، لا عهد لنا
خدعة ان ضمن المفلس للایفاء
طاب ما ادبنی دهری بالضر ولم
یغن عنی ادب یصرف عنی دائی
عشقت جملة اجزاء وجودی قمرا
عاینته سحرا من افق الالاء
لا تؤاخذ فلکا حق اذا فارقه
قمر مثلک یا محترق الضواء
قلة الصبر و الا انا فیالمدح مسی
هل یجوز شبهالشی بلا اشیاء
یشعر العاشق و هو عجم فی عجم
فیک وارتج لسان العرب العرباء
غلب الفرد علیالشفع بلی واتحدا
ان تثنی شبح فی نظر الحولاء
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به زیبایی احساس عشق و رابطه عمیق را توصیف میکند. شاعر به ارتباط خود با معشوق به عنوان جزئی از وجودش اشاره میکند و به احساساتی چون شوق، درد و زیبایی میپردازد. او از عشق به عنوان یک پدیده ی شگفتانگیز یاد میکند که جان او را تحت تأثیر قرار میدهد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که هرچند ممکن است نتوان به طور کامل از بیان این احساسات عاجز باشد، اما عشق او حقیقتی خالص و عمیق است که از درون او میجوشد.