نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۵۱ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

طبیب درد بی‌درمان کدام است

رفیق راه بی‌پایان کدام است

اگر عقلست پس دیوانگی چیست

وگر جانست پس جانان کدام است

چراغ عالم‌افروز مخلد

که نی کفرست و نی ایمان کدام است

پر از دُرّ است بحر لایزالی

درونش گوهر انسان کدام است

غلامانه است اشیا را قباها

میان بندگان سلطان کدام است

یکی جزو جهان خود بی‌مرض نیست

طبیب عشق را دکان کدام است

خرد عاجز شد اندر فکر عاجز

که سرکش کیست سرگردان کدام است

بت موزون به بتخانه بسی جست

که موزونات را میزان کدام است

چه قبله کرده‌ای این گفت و گو را

طلب کن درس خاموشان کدام است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مفاهیم عمیق فلسفی و وجودی می‌پردازد. شاعر در آن به سوالات و ناپیدایی‌هایی اشاره می‌کند که در زندگی و جهان پیرامون ما وجود دارند. او به دنبال تعیین معانی و پاسخ به سوالاتی مانند: «چه چیزی درد بی‌درمان است؟»، «عشق و عقل چه تفاوتی دارند؟»، و «حقیقت چه چیزی است؟» می‌گردد. شاعر از وجود تناقض‌ها و ابهامات در جهان سخن می‌گوید و از هر کجا که می‌خواهد آغاز کند، به نظر می‌رسد همواره به همان نقطه ناامیدی و پرسش‌های بی‌جواب باز می‌گردد. او به دنبال کمال و حقیقت است اما به نظر می‌رسد که در این جستجو با محدودیت‌ها و ابهامات گوناگونی مواجه است.