نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۱۴ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

روز و شب خدمت تو بی‌سر و بی‌پا چه خوشست

در شکرخانه تو مرغ شکرخا چه خوشست

بر سر غنچه بسته که نهان می‌خندد

سایه سرو خوش نادره بالا چه خوشست

زاغ اگر عاشق سرگین خر آمد گو باش

بلبلان را به چمن با گل رعنا چه خوشست

بانگ سرنای چه گر مونس غمگینان‌ست

از دم روح نفخنا دل سرنا چه خوشست

گرچه شب بازرهد خلق ز اندیشه به خواب

در رخ شمس ضحی دیده بینا چه خوشست

بت پرستانه تو را پای فرورفت به گل

تو چه دانی که بر این گنبد مینا چه خوشست

چون تجلی بود از رحمت حق موسی را

زان شکرریز لقا سینه سینا چه خوشست

که صدا دارد و در کان زر صامت هم هست

گه خمش بودن و گه گفت مواسا چه خوشست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر لذت و خوشی در نزدیکی معشوق و از شنیدن زیبایی‌ها و دل‌انگیزی‌های عشق است. شاعر در مورد شادی حضور در باغ معشوق، زیبایی و لطافت گل‌ها، و دلنشینی صداهای موسیقی از جمله نغمه سرنا صحبت می‌کند. همچنین به لذت‌های روحانی و تجلی‌های الهی اشاره می‌کند و در نهایت تأکید می‌کند که حتی در سکوت و آرامش نیز زیبایی‌های خاصی وجود دارد. در کل، شعر احساسات عاشقانه و شگفتی‌های زندگی را به تصویر می‌کشد.