غزل شمارهٔ ۶۱۰ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
آواره عشق ما آواره نخواهد شد
آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز
وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد
آن را که منم منصب معزول کجا گردد
آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد
آن قبله مشتاقان ویران نشود هرگز
وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد
از اشک شود ساقی این دیده من لیکن
بی نرگس مخمورش خماره نخواهد شد
بیمار شود عاشق اما بنمی میرد
ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد
خاموش کن و چندین غمخواره مشو آخر
آن نفس که شد عاشق اماره نخواهد شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تجربیات عاشقانه و نشانههای پیوستگی عشق اشاره میکند. او از این میگوید که در عشق واقعی، جدایی و آوارگی نمیتواند عشق را از بین ببرد. هر چیزی که او با آن مرتبط باشد، هرگز دستخوش تغییر نخواهد شد و عشق واقعی همواره باقی میماند. شاعر بر این نکته تاکید میکند که حتی در سختیها و دردها، عشق زنده است و نمیتواند از بین برود، و در نهایت، عاشق هرگز نمیمیرد، حتی اگر بیمار شود. او همچنین به غم و اندوهی که ممکن است در عشق وجود داشته باشد، اشاره میکند و از دیگران میخواهد که به این احساسات دامن نزنند.