غزل شمارهٔ ۶۱۱ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد
وی نفس جفاپیشه هنگام وفا آمد
بنگر به سوی روزن بگشای در توبه
پرداخته کن خانه هین نوبت ما آمد
از جرم و جفاجویی چون دست نمیشویی
بر روی بزن آبی میقات صلا آمد
زین قبله به یاد آری چون رو به لحد آری
سودت نکند حسرت آنگه که قضا آمد
زین قبله بجو نوری تا شمع لحد باشد
آن نور شود گلشن چون نور خدا آمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، صحبت از شب و دعا و لحظههای وفا است. شاعر به ما یادآوری میکند که همواره باید درنگ کنیم و به سوی روشنایی بیاوریم. او به اهمیت توبه و پاکسازی روح اشاره دارد و میگوید که اگر از گناهان خود دست برنداریم، وقت موعود فرا میرسد و حسرت به دل خواهیم ماند. همچنین به یاد لحد (قبر) و جستجوی نور الهی اشاره میکند و اینکه باید نوری پیدا کنیم که ما را در روزهای سخت یاری کند و نشاندهنده وجود خدا باشد.