غزل شمارهٔ ۶۱۸ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
چون جغد بود اصلش، کی صورتِ باز آید؟
چون سیر خورد مردم، کی بوی پیاز آید؟
چون افتد شیر نر از حمله حیز و غر
وز زخمهٔ کون خر کی بانگ نماز آید؟
پای تو شده کوچک از تنگی پاپوچک
پا برکش ای کوچک! تا پهن و دراز آید
بگشای به امیدی تو دیدهٔ جاویدی
تا تابش خورشیدش از عرش فراز آید
چنگا تو سری بر کن در حلقهٔ سر اندر کن
تو خویش تهیتر کن تا چنگ به ساز آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعر به توصیف حالاتی از زندگی و روح آدمی میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهاتی مانند جغد و شیر نر، به مشکلات و محدودیتهایی که انسانها با آن مواجهاند اشاره میکند. به نظر میرسد که انسانها در برخی شرایط به مانند یک جغد در تاریکی گیر افتادهاند و باید تلاش کنند تا به نور و آگاهی دست یابند. همچنین، شاعر به رشد و بزرگ شدن اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که امید و آرزوهایش را حفظ کند و به سوی بالا برود تا به رشد و تعالی برسد. در نهایت، شاعر بر اهمیت خالی کردن خود از بارهای سنگین تأکید میکند تا بتواند به زیباییها و هنرهای زندگی دست پیدا کند.