نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۶۹ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو شب شد جملگان در خواب رفتند

همه چون ماهیان در آب رفتند

دو چشم عاشقان بیدار تا روز

همه شب سوی آن محراب رفتند

چو ایشان را حریف از اندرونست

چه غم دارند اگر اصحاب رفتند

همه در غصه و در تاب و عشاق

به سوی طره پرتاب رفتند

همه اندر غم اسباب و ایشان

قلنداروار بی‌اسباب رفتند

که یابد گرد ایشان را که ایشان

چو برق و باد سخت اشتاب رفتند

تو چون دلوی بر بن دولاب می‌گرد

که ایشان برتر از دولاب رفتند

ببین آن‌ها که بند سیم بودند

درون خاک چون سیماب رفتند

ببین آن‌ها که سیمین بر گزیدند

به روی سرخ چون عناب رفتند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف شب و خواب و بیداری عاشقان می‌پردازد. شب که فرا می‌رسد، همه به خواب می‌روند، اما دو چشم عاشقان بیدار می‌ماند و به سوی معشوق خود می‌روند. نویسنده به این نکته اشاره دارد که اگر دوستان دیگر در خواب باشند، برای عاشقان اهمیتی ندارد و آنها با غم و عشق به سمت محبوب می‌روند. عاشقان در حالی که بی‌اسباب هستند، همچنان به دنبال معشوق می‌گردند. در انتهای شعر، شاعر به تمثیل‌های مختلفی اشاره می‌کند که عاشقان را از دیگران متمایز می‌کند و به جستجوی آنان در شب و غم و عشق اشاره دارد.