نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۸۰ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نگارا مردگان از جان چه دانند

کلاغان قدر تابستان چه دانند

بر بیگانگان تا چند باشی

بیا جان قدر تو ایشان چه دانند

بپوشان قد خوبت را از ایشان

که کوران سرو در بستان چه دانند

خرامان جانب میدان خویش آ

مباش آن جا خران میدان چه دانند

بزن چوگان خود را بر در ما

که خامان لطف آن چوگان چه دانند

بهل ویرانه بر جغدان منکر

که جغدان شهر آبادان چه دانند

چه دانند ملک دل را تن پرستان

گدایان طبع سلطانان چه دانند

یکی مشتی از این بی‌دست و بی‌پا

حدیث رستم دستان چه دانند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نقد جامعه و بی‌خبری کسانی می‌پردازد که از ارزش‌ها و زیبایی‌های حقیقی زندگی بی‌خبرند. او به روشنی بیان می‌کند که مردگان و کسانی که از اصلی‌ترین مسائل زندگی دور هستند، چگونه می‌توانند از عمق احساسات و ارزش‌های واقعی آگاه باشند. همچنین، او به تمایز میان افراد با ارزش و کسانی که فاقد درک و شناخت هستند، اشاره می‌کند. تصاویری از زیبایی، شکوه و دانایی در مقابل نادانی و بی‌خبری ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که افراد دارای بینش و عمق وجودی درک عمیق‌تری از زندگی دارند. به طور کلی، این شعر دعوت به شناخت ارزش‌ها و پرهیز از نادانی است.