نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۸۲ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

یکی لحظه از او دوری نباید

کز آن دوری خرابی‌ها فزاید

تو می‌گویی که بازآیم چه باشد

تو بازآیی اگر دل در گشاید

بسی این کار را آسان گرفتند

بسی دشوارها آسان نماید

چرا آسان نماید کار دشوار

که تقدیر از کمین عقلت رباید

به هر حالی که باشی پیش او باش

که از نزدیک بودن مهر زاید

اگر تو پاک و ناپاکی بمگریز

که پاکی‌ها ز نزدیکی فزاید

چنانک تن بساید بر تن یار

به دیدن جان او بر جان بساید

چو پا واپس کشد یک روز از دوست

خطر باشد که عمری دست خاید

جدایی را چرا می‌آزمایی

کسی مر زهر را چون آزماید

گیاهی باش سبز از آب شوقش

میندیش از خری کو ژاژ خاید

سرک بر آستان نه همچو مسمار

که گردون این چنین سر را نساید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر بر اهمیت نزدیک بودن به معشوق تأکید می‌کند و هشدار می‌دهد که دوری از او باعث خرابی و مشکلات بیشتری خواهد شد. او به این نکته اشاره می‌کند که بازگشت به معشوق زمانی امکان‌پذیر است که دل را به روی او بگشاییم. شاعر معتقد است که بسیاری از کارها در ظاهر آسان به نظر می‌رسند، اما در واقع دشواری‌هایی دارند که باید از آنها آگاه بود. او توصیه می‌کند که در هر حالتی باید نزدیک به معشوق بود، زیرا نزدیکی منجر به افزایش محبت می‌شود. همچنین، دوری از معشوق را به‌عنوان آزمایش زهر توصیف می‌کند که نباید آن را تجربه کرد. در نهایت، شاعر از خواننده می‌خواهد که با شوق و محبت به معشوق نزدیک شود و از خطرات جدایی بپرهیزد.