نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۸۴ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز رویت دسته گل می‌توان کرد

ز زلفت شاخ سنبل می‌توان کرد

ز قد پرخم من در ره عشق

بر آب چشم من پل می‌توان کرد

ز اشک خون همچون اطلس من

براق عشق را جل می‌توان کرد

ز هر حلقه از آن زلفین پربند

پر گردن کشان غل می‌توان کرد

تو دریایی و من یک قطره ای جان

ولیکن جزو را کل می‌توان کرد

دلم صدپاره شد هر پاره نالان

که از هر پاره بلبل می‌توان کرد

تو قاف قندی و من لام لب تلخ

ز قاف و لام ما قل می‌توان کرد

مرا همشیره است اندیشه تو

از این شیره بسی مل می‌توان کرد

رهی دورست و جان من پیاده

ولی دل را چو دلدل می‌توان کرد

خمش کن زان که بی‌گفت زبانی

جهان پربانگ و غلغل می‌توان کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌های عشق و ارتباط عمیق عاشق و معشوق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر و استعارات زیبا بیان می‌کند که چگونه از زیبایی‌های معشوق می‌توان هنر و عشق خلق کرد. او به عناصر طبیعت و نمادهایی چون گل، سنبل، اشک و زلف اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشق می‌تواند از هر چیزی جلوه‌گری کند. همچنین، شاعر به مفهوم وحدت در عشق اشاره دارد و می‌گوید که حتی یک قطره نیز می‌تواند بخشی از دریا باشد. در نهایت، او به سکوت و بی‌گفتار بودن در عشق تأکید می‌کند که این سکوت نیز می‌تواند سرشار از معانی و احساسات باشد.