نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۵ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را ؟

این یوسف خوبی را، این خوش قد و قامت را ؟

ای شیخ نمی‌بینی؟ این گوهر شیخی را ؟

این شعشعه نو را این جاه و جلالت را ؟

ای میر نمی‌بینی این مملکتِ جان را ؟

این روضه دولت را این تخت و سعادت را ؟

ای خوشدل و خوش‌دامن دیوانه توی یا من ؟

درکش قدحی با من بگذار ملامت را

ای ماه که در گردش هرگز نشوی لاغر

انوار جلالِ تو بدریده ضلالت را

چون آب روان دیدی بگذار تیمم را

چون عید وصال آمد بگذار ریاضت را

گر ناز کنی خامی ور ناز کشی رامی

در بارکشی یابی آن حسن و ملاحت را

خاموش که خاموشی بهتر ز عسل‌نوشی

درسوز عبارت را بگذار اشارت را

شمس الحق تبریزی ای مشرقِ تو جان‌ها

از تابشِ تو یابد این شمس حرارت را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف شکوه و زیبايي‌ها و نعمات الهی می‌پردازد و از افراد مختلف مانند خواجه، شیخ و میر می‌خواهد که به زیبایی‌های عالم و عظمت خداوند توجه کنند. او تأکید می‌کند که باید از ملامت‌ها و زهدهای بی‌مورد دست بردارند و به جای آن از جمال و صفات الهی لذت ببرند. شاعر همچنین با دعوت به خاموشی و تفکر می‌گوید که درک واقعی باید فراتر از سخن‌وری باشد و در نهایت به شمس‌الدین تبریزی اشاره می‌کند و بر اهمیت تابش او در حیات روحی انسان‌ها تأکید می‌کند.