نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۶۹ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد

زعفران لاله را حکایت کرد

چون جدا گشت عاشق از معشوق

نیمه‌ای خنده بود و نیمی درد

سست پایی بمانده بر جایی

پاک می‌کرد از رخ مه گرد

دست می‌کوفت نیز می‌لافید

کاین چنین صنعتی کسی ناورد

صعوه پرشکسته‌ای دیدی

بیضه چرخ زیر پر پرورد

باز شد خنده خانه این جا

رو بجو یار خنده‌ای ای مرد

ناز تا کی کنند این زشتان

بازگونه همی‌رود این نرد

جفت و طاق از چه روی می‌بازند

چون ندانند جفت را از فرد

بهل این تا به یار خویش رویم

آنک رویش هزار لاله و ورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، نویسنده به توصیف وضعیت عشق و جدایی می‌پردازد. سیبکی که نیمی سرخ و نیمی زرد است، نشان دهنده تضاد احساسات عاشق است: لبخند و درد. عاشق در تلاش است تا از غم جدایی رهایی یابد و با یاد معشوق خنده کند. شاعر به مضحک بودن تلاش برخی افراد برای نشان دادن خود به عنوان فردی با هنر و مهارت در عشق اشاره می‌کند. همچنین، به بی‌معنایی در روابط آدم‌ها که نمی‌توانند جفت و فرد را تشخیص دهند، انتقاد می‌شود. در نهایت، اشاره‌ای به زیبایی و جذابیت معشوق شده و دعوت به رویارویی با او دارد.