نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۷۰ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دیده‌ها شب فراز باید کرد

روز شد دیده باز باید کرد

ترک ما هر طرف که مرکب راند

آن طرف ترکتاز باید کرد

مطبخ جان به سوی بی‌سویی‌ست

پوز آن سو دراز باید کرد

چون چنین کان زر پدید آمد

خویش را جمله گاز باید کرد

جامهٔ عمر را ز آب حیات

چون خضِر خوش‌طراز باید کرد

چون غیور‌ست آن نبات حیات

زین شکر احتراز باید کرد

چون چنین نازنین به خانهٔ ماست

وقت نازست‌، ناز باید کرد

با گل و خار ساختن مردی‌ست

مرد را ساز ساز باید کرد

قبلهٔ روی او چو پیدا شد

کعبه‌ها را نماز باید کرد

سجده‌هایی که آن سری باشد

پیش آن سر فراز باید کرد

پیش آن عشق عاقبت محمود

خویشتن را ایاز باید کرد

چون حقیقت نهفته در خمشی‌ست

ترک گفت مجاز باید کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و مفهوم عمیق عشق و تحولی درونی اشاره دارد. شاعر به ما یادآوری می‌کند که در شب باید به عوالم بالاتر نگاه کنیم و در روز باید به واقعیت‌ها توجه داشته باشیم. در گفتگو با معشوق و تجربیات زندگی، باید از هر طرفی که به سمت او می‌رویم، عشق و اشتیاق را نشان دهیم. زندگی به عنوان یک سفر روحی بیان شده و گاهی نیاز به خودباوری و تلاش برای پذیرش حقیقت داریم. شاعر به آب حیات اشاره می‌کند که نشان‌دهنده‌ی عمر و زندگی است و به معنای رشد و توسعه فردی است. او همچنین بر اهمیت ناز و محبت در روابط تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که حقیقی بودن و ناز کردن در حضور عشق است. در نهایت، اشاره به سجده و عبادت در برابر عشق و حقیقت نیز نشان‌دهنده‌ی ارادت و اعتقاد عمیق شاعر به معشوق و ارزش‌های انسانی است. شعر با دعوت به ترک مجاز و توجه به حقیقت در زندگی ختم می‌شود.