رباعی شمارهٔ ۲۳۸ مولانا
مولانا / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
پای تو گرفتهام ندارم ز تو دست
درمان ز که جویم که دلم مهر تو خست
هی طعنه زنی که بر جگر آبت نیست
گر بر جگرم نیست چه شد بر مژه هست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که با وجود اینکه به معشوق دسترسی ندارد، همچنان در جستجوی درمان درد دل خود است. همچنین به طعنههای معشوق اشاره میکند که در حالی که نسبت به او بیتوجهی میکند، احساساتش همچنان زنده و عمیق است. به طور کلی، این شعر نمایشدهنده تضاد میان عشق و فاصله عاطفی است.