نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰ - حکایت ملک روم با دانشمند سعدی

سعدی شیرازی / باب اول در عدل و تدبیر و رای / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

شنیدم که بگریست سلطان روم

بر نیکمردی ز اهل علوم

که پایابم از دست دشمن نماند

جز این قلعه و شهر با من نماند

بسی جهد کردم که فرزند من

پس از من بود سرور انجمن

کنون دشمن بدگهر دست یافت

سر دست مردی و جهدم بتافت

چه تدبیر سازم، چه درمان کنم؟

که از غم بفرسود جان در تنم

بگفت ای برادر غم خویش خور

که از عمر بهتر شد و بیشتر

تو را این قدر تا بمانی بس است

چو رفتی جهان جای دیگر کس است

اگر هوشمند است و گر بی‌خرد

غم او مخور کاو غم خود خورد

مشقت نیرزد جهان داشتن

گرفتن به شمشیر و بگذاشتن

بدین پنج روزه اقامت مناز

به اندیشه تدبیر رفتن بساز

که را دانی از خسروان عجم

ز عهد فریدون و ضحاک و جم

که بر تخت و ملکش نیامد زوال؟

نماند به جز ملک ایزد تعال

که را جاودان ماندن امید ماند

چو کس را نبینی که جاوید ماند؟

که را سیم و زر ماند و گنج و مال

پس از وی به چندی شود پایمال

وز آن کس که خیری بماند روان

دمادم رسد رحمتش بر روان

بزرگی کز او نام نیکو نماند

توان گفت با اهل دل کاو نماند

الا تا درخت کرم پروری

گر امیدواری کز او بر خوری

کرم کن که فردا که دیوان نهند

منازل به مقدار احسان دهند

یکی را که سعی قدم پیشتر

به درگاه حق، منزلت بیشتر

یکی باز پس خائن و شرمسار

بترسد همی مرد ناکرده کار

بهل تا به دندان گزد پشت دست

تنوری چنین گرم و نانی نبست

بدانی گه غله برداشتن

که سستی بود تخم ناکاشتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، سلطان روم به خاطر نیکمردی از علمایی که می‌شناخته، بسیار غمگین است. او از این می‌نالد که تنها قلعه و شهری که دارد، به دست دشمنانش می‌افتد و از فرزندش می‌خواهد که پس از او سرور انجمن شود، اما حالا دشمن بر او غلبه کرده است. در حالی که سلطان در فکر غم و اندوه خود است، برادرش به او می‌گوید که غم را رها کند، زیرا عمر او به اندازه کافی ارزشمند است و هر کس بعد از او به دنیا می‌آید باید به سرنوشت خویش بسنده کند. او به حکمت و خرد اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که دنیای فانی ارزش درگیری و غم خوردن را ندارد، چون هیچ چیز پایدار نیست و ثروت و مقام به مرور زمان به فراموشی سپرده می‌شوند. در نهایت، او به اهمیت نیکوکاری و اعمال خوب اشاره می‌کند که در روز جزا مورد ارزیابی قرار می‌گیرند و این اعمال می‌توانند سرنوشت انسان‌ها را تعیین کنند.