نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۷ - صفت جمعیت اوقات درویشان راضی سعدی

سعدی شیرازی / باب اول در عدل و تدبیر و رای / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

مگو جاهی از سلطنت بیش نیست

که ایمن‌تر از ملک درویش نیست

سبکبار مردم سبک‌تر روند

حق این است و صاحبدلان بشنوند

تهیدست تشویش نانی خورد

جهانبان به قدر جهانی خورد

گدا را چو حاصل شود نان شام

چنان خوش بخسبد که سلطان شام

غم و شادمانی به سر می‌رود

به مرگ این دو از سر به در می‌رود

چه آن را که بر سر نهادند تاج

چه آن را که بر گردن آمد خراج

اگر سرفرازی به کیوان بر است

وگر تنگدستی به زندان در است

چو خیل اجل بر سر هر دو تاخت

نمی شاید از یکدگرشان شناخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

حضرت سعدی جایگاه قناعت و درویشی را بالاتر از پادشاهی می‌داند. وی خوشی‌ها و سختی‌ها، غم‌ها و شادی‌ها زندگی را گذرا می‌داند و افراد را در هر جایگاهی که باشند با فرارسیدن مرگ با هم یکسان و برابر می‌داند. حضرت سعدی گوشزد می‌کند هرچه از امورات و تعلقات زندگی مادی دورتر باشیم در آخرت نامه اعمال سبک‌تری داریم و سوال و جواب کمتری در انتظار ماست.