نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱ - سرآغاز سعدی

سعدی شیرازی / باب سوم در عشق و مستی و شور / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

خوشا وقت شوریدگان غمش

اگر زخم بینند و گر مرهمش

گدایانی از پادشاهی نفور

به امّیدْش اندر گدایی صبور

دمادم شراب الم در کشند

وگر تلخ بینند دم در کشند

بلای خمار است در عیش مل

سلحدارِ خار است با شاه گل

نه تلخ است صبری که بر یاد اوست

که تلخی شکر باشد از دست دوست

ملامت کشانند مستان یار

سبک تر برد اشتر مست بار

اسیرش نخواهد رهایی ز بند

شکارش نجوید خلاص از کمند

سلاطین عزلت، گدایان حی

منازل شناسان گم کرده پی

به سر وقتشان خلق ره کی برند

که چون آب حیوان به ظلمت درند

چو بیت‌المقدس درون پر قباب

رها کرده دیوار بیرون خراب

چو پروانه آتش به خود در زنند

نه چون کرم پیله به خود برتنند

دلارام در بر، دلارام جوی

لب از تشنگی خشک، بر طرف جوی

نگویم که بر آب قادر نیند

که بر شاطی نیل مستسقیند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف حال و روز عاشقان و شوریدگان عشق می‌پردازد. او می‌گوید که حتی اگر این عاشقان زخم‌های عاطفی را تجربه کنند، باز هم از عشق دل نمی‌کُنند و در صبر و انتظار به سر می‌برند. آن‌ها در عیش و نوش خود غرق هستند و تلخی‌های زندگی را به خاطر یاد محبوب تحمل می‌کنند. شاعر به تفاوت میان زندگی گدایان و سلاطین اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که عشق و محبت به خدا و محبوب، انسان را از قید و بندها آزاد نمی‌کند. در نهایت، او بر تشنگی عاشقان و longing (اشتیاق) آن‌ها به وصال محبوب تأکید می‌کند. این شعر تصاویری از زیبایی و درد عشق را در هم می‌آمیزد.