نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۸ - گفتار در معنی فنای موجودات در معرض وجود باری سعدی

سعدی شیرازی / باب سوم در عشق و مستی و شور / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

ره عقل جز پیچ بر پیچ نیست

بر عارفان جز خدا هیچ نیست

توان گفتن این با حقایق شناس

ولی خرده گیرند اهل قیاس

که پس آسمان و زمین چیستند؟

بنی آدم و دام و دد کیستند؟

پسندیده پرسیدی ای هوشمند

بگویم گر آید جوابت پسند

که هامون و دریا و کوه و فلک

پری و آدمی‌زاد و دیو و ملک

همه هرچه هستند از آن کمترند

که با هستیش نام هستی برند

عظیم است پیش تو دریا به موج

بلند است خورشید تابان به اوج

ولی اهل صورت کجا پی برند

که ارباب معنی به ملکی درند

که گر آفتاب است یک ذره نیست

وگر هفت دریاست یک قطره نیست

چو سلطان عزت علم بر کشد

جهان سر به جیب عدم در کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی محدودیت‌های عقل و دانایی انسان می‌پردازد و تأکید می‌کند که در مقابل خداوند، هیچ چیزی در عالم وجود ندارد. عارفان تنها به خدا توجه دارند و دانشمندی که حقایق را می‌شناسد، می‌تواند به این مسئله پی ببرد. اما کسانی که تنها به ظواهر توجه دارند، نمی‌توانند عمق معانی را درک کنند. در اینجا، شاعر بیان می‌کند که همه موجودات، حتی بزرگ‌ترین و ارزشمندترین آن‌ها، در برابر وجود خداوند و حقیقت واقعی، بسیار ناچیز به شمار می‌روند. نهایتاً، وقتی علم و معرفت حقیقت را برمی‌دارد، کل عالم به سوی عدم می‌رود و نشان‌دهنده عظمت و برتری خداوند است.